دلم خیلی گرفته

می میرم برات
نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات
رفتی از یرم
نمدوستی که دلم وصل یه سازصدات
آرزومه که نمدوستی که من می میرم برات
می میرم برات
عاشقم هنور
نمی خوام که بمونی بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم
نمی تونستی یری به فرد ا ها گل خوشگلم
برو راهی نیست تا فردا ها یارخوشگلم
بمون با دلم
سفرت بخیر
اگه میری از اینجا تک و تنها به یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا
به یه دنیا نور
سفرت بخیر
برو گر شکستی زمن بتونی دوباره بساز
بادلی شکسته وناامید تو بازم بساز
تو بازم بساز
نمی خوام بیای
نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت
نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو حروم بشی
بروتا بزرگی میخوام که فقط ارزوم بشی
ارزوم بشی...!

من از قصه زندگي ام نمي ترسم
من از بي تو بودن به ياد تو زيستن
و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم.
اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالامال از غم زندگيست
اکنون که پاهايم توان راه رفتن ندارد
برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا
باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده.
بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

هترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم
تو غمار زندگی تو نباشی من می بازم
اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام
بی خیال غربت و غم بی خیال نور فردا
دوستت دارم دوستت دارم توی دنیا تو رو دارم
دوستت دارم دوستت دارم توی دنیا تو رو دارم
مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستارست
دیدن برق نگاهت واسه من عمری دوبارست
از سر انگشت تو یعنی قصه ی خوب نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش
جاده های مهربونی می گذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت
دوستت دارم دوستت دارم توی دنیا تو رو دارم
دوستت دارم دوستت دارم توی دنیا تو رو دارم

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني
دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست 






